شبکه ایران: موسوی در حالی نخست وزیر شد که تقریباً هیچگونه تغییری در کابینه وی نسبت به کابینه شهید باهنر دیده نمیشد و در واقع میتوان گفت که کابینه موسوی ابتکار خودش نبود بلکه همان کابینه کوتاه مدت شهید باهنر و البته آیت الله مهدوی کنی بود. زمانی که ما در دولت موسوی به عنوان وزیر حضور داشتیم، به همراه چند نفر از دیگر وزرا با سیاستهای اقتصادی دولت مخالف بودیم و این اختلافات در زمانی شدت گرفت و در نهایت منجر به این شد که موسوی در دور دوم نخست وزیری خود به جز ولایتی بقیه وزرا را تغییر بدهد. در رابطه با دور دوم نخست وزیری موسوی باید گفت رئیس جمهوری وقت نمیخواستند که موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس اعلام کنند چرا که معتقد بودند هیچ گونه حجت شرعی برای معرفی موسوی ندارند. لذا این موضوع را با امام(ره) مطرح کردند.
محسن رضایی اخیراً به بنده گفت زمانی که قرار بود موسوی به مجلس معرفی نشود، بنده نزد امام رفته و به امام گفتم که صلاح جنگ این است که موسوی نخست وزیر باشد؛ از سوی دیگر نمایندگان مجلس وقت که گرایش های موسوم به چپ داشتند به امام نامه نوشتند که موسوی نخست وزیر شود. لذا امام در پاسخ به نامه نمایندگان گفت که به عنوان یک شهروند موافق هستم. زمانی که رئیس جمهور وقت از اظهار نظر امام(ره) اطلاع یافتند، فرمودند که امام فرمودهاند به عنوان یک شهروند موافق هستم لذا از امام میخواهم که به بنده حکم کنند تا موسوی را به عنوان نخست وزیر معرفی کنم تا در این صورت حجت نیز بر من تمام شود، چرا که بنده حجت شرعی برای معرفی میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر ندارم. امام(ره) از اینکه به رئیس جمهور وقت حکم کنند که میرحسین موسوی را به عنوان نخستوزیر معرفی کنند، امتناع کردند ولی پس از انجام مذاکراتی بنا بر این شد که رئیس جمهور وقت میر حسین موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرده که در نهایت این کار را نیز انجام دادند و موسوی برای دومین دوره به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. حلقه مدیریت در زمان موسوی تنگ بود و موسوی هم سعه صدری که بتواند دیدگاههای مختلف را تحمل کند نداشت، حتی موسوی در وزارتخانهها دفترهایی تأسیس کرده بود که در واقع از آن وزارتخانهها وزیر را دور بزنند و مستقیم با آقای موسوی کار کنند. آن دفاتر در امور دخالت میکردند که این موضوع در دور دوم نخست وزیری موسوی گستردهتر شده تا جایی که موسوی برای وزرا شرط میگذاشت که حتی انتخاب معاونان نیز با جلب نظر وی صورت بگیرد. دایره موسوی در زمان نخست وزیری بسته بود و خیلی راحت نمیشد با وی رابطه پیدا کرد از این رو ممکن است این موضوع را امروز هم موسوی همراه خود داشته باشد. موسوی حتی امام را نیز از استعفای خود با خبر نکرده بود. وی بدون اینکه امام را در جریان استعفای خود بگذارد، استعفا داد و ما برای اولین بار استعفای موسوی را در روزنامه جمهوری اسلامی که منتسب به خود وی بود، دیدیم و حتی چند روز پس از این استعفا، معلوم نبود که موسوی کجاست، لذا امام موسوی را فراخوانده و با لحنی وی را خطاب کردند که باید استعفای خود را پس بگیرید که بقیه ماجرا را میتوان در صحیفه حضرت امام دید.
سیاستهای اقتصادی زمان جنگ به طور افراطی دولتی بود که حتی میتوان آثار آن را پس از جنگ هم ملاحظه کرد تا جایی که امروز برخی از کارشناسان معتقدند که آن سیاستها هنوز هم در صنعت باقی مانده، لذا صنعت ما قابل رقابت با صنایع دیگر کشورها نیست. البته باید گفت که اقدام خوبی هم در زمان میر حسین صورت گرفته و آن این بود که در سالهای آخر جنگ، دولت میرحسین درآمد ارزی خوبی داشت ولی در کل در خصوص واردات باید گفت که در آن دوران کشتیها در بنادر ما برای تخلیه بار خود صف میکشیدند و حتی هزینه دموراژ و تأخیر در تخلیه بارها را هم از ما میگرفتند. حمایتهای امام در دوران جنگ از موسوی به خاطر این بود که دولت بتواند جنگ را هدایت کند این در حالی است که امام (ره) چندین بار به موسوی در خصوص مشارکت بخش خصوصی و مردمی در اقتصاد تذکر داده بود که شاید موضوعی را در نظر داشت که تا آن زمان انجام نشده بود.
:: بازدید از این مطلب : 282
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0